الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
210
تفسير تطبيقى (فارسى)
اولا : آيه مذكور به اتفاق فريقين در اوايل بعثت در مكه نازل نشده است ، و تكرار نزول نيز همان محذور قبلى را خواهد داشت . ثانيا : اين حديث كه خبر واحد است مخالف با تمام احاديثى است كه در آنها حضرت دستور مىدهند ، نگهبانان به خاطر وعده و تضمين خداوند بر حفظ ايشان ، بروند ولى در اين روايت بر حافظ و نگهبانى عباس تأكيد مىورزد . ثالثا : اگر بر فرض عباس ، حضرت را از دست مشركان نجات داده باشد دليل به ايمان وى به اسلام نيست وى در اوايل بعثت به پيامبر ايمان نياورده و در جنگ بدر در صف مشركان بوده است . « 1 » دسته ديگرى از اين روايات به مورد نزول آيه اشاره دارد ، اين روايات تنها از دو نفر صحابى يعنى جابر بن عبد اللّه و ابو هريره نقل شده است . ابن ابى حاتم به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى مىگويد : در جنگ پيامبر خدا با بنى أنمار ، حضرت بر سر چاهى نشستند پس مردى بنام « وارث » يا « غورث بن الحارث » از بنى نجار قصد كشتن حضرت را كرد . . . وى نزد پيامبر آمد و گفت شمشيرت را بده تا بو كنم پس حضرت آن را به وى دادند آنگاه دستش لرزيد و شمشير افتاد و حضرت به او فرمود خداوند بين تو و آنچه مىخواستى انجام دهى ، مانع شد آنگاه اين آيه نازل شد يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ . . . . « 2 » اين داستان را به اين شكل تنها ابن ابى حاتم نقل كرده است ، ازاينرو ابن كثير در تحليل اين ماجرا مىگويد : « حديث جابر بدين صورت غريب مىنمايد » . « 3 » ابن حبان و ابن مردويه به نقل از ابو هريره همين داستان را به صورتى ديگر نقل كردهاند ، در اين نقل ابو هريره مىگويد :
--> ( 1 ) . ر . ك : احمد ابن حجر ، الاصابة ، ج 3 ، ص 631 ، رقم 4510 . ( 2 ) . ابن ابى حاتم رازى ، تفسير القرآن العظيم ، ج 4 ، ص 1173 ، ح 6614 ، گفته شد اين جنگ ، جنگ ذات الرقاع بوده كه در سال چهارم هجرى اتفاق افتاده است . ( 3 ) . اسماعيل ابن كثير ، تفسير القرآن العظيم ، ج 2 ، ص 79